Warning: file_put_contents(): Only -1 of 122 bytes written, possibly out of free disk space in /home/shahbazh/public_html/wp-content/plugins/wp-optimize-premium/includes/class-wp-optimize-htaccess.php on line 135

Warning: file_put_contents(): Only -1 of 122 bytes written, possibly out of free disk space in /home/shahbazh/public_html/wp-content/plugins/wp-optimize-premium/includes/class-wp-optimize-htaccess.php on line 135

Warning: session_write_close(): write failed: Disk quota exceeded (122) in /home/shahbazh/public_html/wp-content/themes/traveler/inc/layouts/modern/travel-helper.php on line 2259

Warning: session_write_close(): Failed to write session data (files). Please verify that the current setting of session.save_path is correct (/var/cpanel/php/sessions/ea-php74) in /home/shahbazh/public_html/wp-content/themes/traveler/inc/layouts/modern/travel-helper.php on line 2259

Warning: session_write_close(): write failed: Disk quota exceeded (122) in /home/shahbazh/public_html/wp-content/themes/traveler/inc/layouts/modern/travel-helper.php on line 873

Warning: session_write_close(): Failed to write session data (files). Please verify that the current setting of session.save_path is correct (/var/cpanel/php/sessions/ea-php74) in /home/shahbazh/public_html/wp-content/themes/traveler/inc/layouts/modern/travel-helper.php on line 873
بردسیر - هتل سنتی شهباز

بردسیر

بَرْدْسیر (Bardsir) با نام باستانی وه‌اردشیر یکی از شهرهای خوش آب و هوای استان کرمان و مرکز شهرستان بردسیر است. این شهر به نام مؤسس شهر بردسیر؛ اردشیر بابکان (یا «اردسیر») بوده‌است که در بدو امر هم ‹‹وه اردشیر›› خوانده می‌شد که بعد به «اردشیر» تغییر یافت. نام قدیم کرمان در قرون وسطی بردسیر بوده که که به نام «گواشیر» نامیده می‌شده‌است. بردسیر در ابتدا روستای کوچکی بود که توسط اردشیر بابکان عمران و توسعه داده شد و به صورت شهر درآمد. مردم کرمان به منظور نشان دادن خرسندی خود از پیروزی او بر اردوان و به شاهی رسیدنش، نام این شهر را «وه ارتخشیر» نامیدند، این نام بعدها به «وه اردشیر»، «به اردشیر»، «بردشیر» و «بردسیر» تبدیل شد. «گواردشیر» نیز که مأخوذ از وه ارتخشیر است به همین محل اطلاق می‌شده‌است. قبلاً به این شهر بنا به یک روایت «اردشیر» می‌گفته‌اند؛ یعنی جای نیک، ولی بعد از حمله اعراب، این محل بهرسیر نامیده شد و پس از مدتی بردشیر و درنهایت به دلیل ثقل کلام آن را «بردسیر» خواندند. با این حال در آن زمان بعضی از ایرانیان آن را گواشیر می‌خوانده‌اند که این کلمه مأخذ از اردشیر بوده‌است. با توجه به مطالب یادشده، نام بردسیر پس از حملهٔ اعراب میان زبان‌ها افتاد و به شهرت رسید. بردسیر بمانند واژگان گرمسیر و سردسیر است که به معنای سرزمین گرما و سرماست به معنای سرزمین برد هستش و برد به معنای سنگ است پس بردسیر یعنی ” سرزمین سنگ ” بردسیر از واژه برد به معنی سنگ+سیر یعنی «مکان سنگدار» گرفته شده مانند واژگان گرمسیر و سردسیر که به معنای مکان گرما و سرماست.

پیشینه
بردسیر که از آن به مشیز نیز یاد می‌شود، دارای سابقهٔ تاریخی قابل توجهی بوده و قدمت تاریخی آن به قبل از ساسانیان می‌رسد. این منطقه از اولین مکان‌هایی است که زندگی اجتماعی در آن شکل گرفته‌است و بهترین دلیل بر این مدعا، وجود آثار و بناهای تاریخی زیاد چون:پیرجارسوز، برج نگار، برج تاریخی قلعه ارگ بردسیر، تل ابلیس و… است.

تحقیقات انجام شده توسط اساتید دانشگاه هاروارد در ۴۰ سال قبل نشان می‌دهد که در این سرزمین، مردمی زندگی می‌کرده‌اند که بیش از ۵۰۰۰ سال پیش برای نخستین مرتبه به صنعت ذوب مس دست یافتند. حفاری‌هایی که در سال ۱۳۱۴ توسط هراول اشتاین و در سال ۱۳۴۴ توسط ژوزف کالدوک انگلیسی انجام شده‌است، حکایت از این دارد که اهالی این محل ۶۰۰۰ سال قبل موفق به ذوب مس در محل «تل ابلیس» شده‌اند و این کوره‌ها را فعال کرده و موفق به ساختن اشیایی چون سنجاق و ظرف مسی شدند و در رونق اقتصادی این شهر همت گماردند. همچنین وجود اشتراک درسفال‌های این منطقه با سفال‌های مناطق بین‌النهرین، سوریه و هند حاکی از ارتباط مابین این دو منطقه و تمدن‌های آنان و قدمت دیرینه بردسیر می‌باشد. بردسیردر زمان سلطنت آل بویه مرکز ایالت گردیده‌است و طبق نظر حمزه اصفهانی دو نام بردسیر و گواشیر ممکن است نشان دهنده انتساب آن به اردشیر مؤسس سلسله ساسانی باشد. در زمان سلاجقه کتابخانه این شهر ۵۰۰۰ جلد کتاب داشته و داخل شهر چند بیمارستان و مدرسه بوده که خود بهترین دلیل بر عظمت و وسعت این شهر می‌باشد که متآسفانه در زمان حمله مغول ویران شده‌است. ابن‌حوقل بردسیر را در سال ۵۵۰ شهر کوچکی دانسته و محمدبن‌ابراهیم نام‌های بردسیر و گواشیر را به جای یکدیگر و به یک معنی به کار برده‌است. به هر حال بردسیر گرچه شهر کوچکی بوده، بسیار آباد و پیرامون آن زیر کشت قرار داشته‌است.

بردسیر پیش از اسلام
بردسیر سرزمین کهن تاریخی و از جمله مکان‌هایی ست که هزاران سال پیش از این، مردمی برخوردار از تمدن در آن زندگی می‌کردند. نخستین دلیل، وجود تل ابلیس است که بر اساس آخرین تحقیقات انجام شده، پنج هزار سال پیش از این مسکن مردمانی بوده که برای اولین بار یه صنعت ذوب مس دست یافتند، پیداست که چنین مردمی از درایت و هوش و علم و آگاهی برخودار بوده‌اند. دلیل دیگر، موقعیت خاص این شهرستان از نظر جغرافیایی است. می‌دانیم که انسان‌ها در گذشته و قبل از استحصال آب از عمق زمین و کشف قنات و کاریز، ناگذیر در محل‌هایی تجمع می‌کردند که دارای رودخانه، ارتفاعات پربرف، و آب فراوان باشد، از آنجا که همهٔ این امکانات در بردسیر وجود داشته، لذا می‌توان آن را به عنوان زیستگاه انسان‌های هزاران سال قبل به حساب آورد. وجود برخی آثار تاریخی که سابقه آن‌ها به قبل از اسلام برمی گردد، نظیر پیرجارسوز، برج تاریخی قلعه، برج نگار، قلعه غبیرا و آثار دیگری از این قبیل نیز می‌توانند دلیلی بر این مدعا باشد.

اظهار نظر برخی مورخین نیزبر قوت این نظر می‌افزاید، هر چند که به دور دست‌های تاریخ اشاره نمی‌شود به عنوان مثال، ناصرالدین منشی، این‌گونه اظهار نظر می‌کند که «گشتاسب بن لهراسب وقتی از استخر فارس که آشیان کامکاری و نشیمن شهریاری بود بر عزیمت تفرج و تصید به صوب کرمان عنان گرای شد و چون به هومه بردسیر رسید و آن حدود را مستعد عمارت یافت، به اساحت و اجرای کاریز اسف و بنای دهکده آن مثال داد. آتش خانه معبد آن جا را احداث فرمود تا منزل و مناخ صادر و وارد باشد». اقدام آذر ماهان، حاکم کرمان در عصر انوشیروان که بنای شهر ماهان را به او نسبت می‌دهند دائر به روستایی به همین نام در بردسیر نیز از جمله این دلایل به‌شمار می‌رود. روستای ماهونو یا ماهونک بردسیر هنوز با همین اسم وجود دارد.

بردسیر پس از اسلام
اگر چه بعد از اسلام و در تواریخ مختلف به نام «بردسیر» برمی‌خوریم، اما بیان برخی از مورخین چنین شبهه‌ای را به وجود آورده که در بسیاری از موارد، منظور از بردسیر همان کرمان کنونی بوده‌است. حتی اینکه در زمان علی ابن الیاس مرکز حکومتی از سیرجان به بردسیر انتقال یافته، باز هم منظور همان کرمان کنونی است. «لسترنج» در جغرافیای سرزمین‌های خلافت شرقی به‌طور مفصل به‌ایم موضوع پرداخته که بخش‌هایی از آن آورده می‌شود. (هم‌اکنون گفتیم که کرسی فعلی استان کرمان شهر کرمان است و این شهر گر چه اول اسلام نیستولی از زمان ساسانیان شهری مهم بوده و اصل آن را، به قول حمزهی اصفهان مورخ قرن چهاردهم هجری، اردشیر مؤسس سلطنت ساسانیان شاخت و آن را «به اردشیر» نامید (جای نیک اردشیر) و اعراب آن را بهرسیر (یا بهدسیر) و بردسیر (یا بردشیر) تلفظ کردند و ایرانیان، به قول مقدسی، آن را گواشیر نامیدند که مأخوذ بود از «ویه ارتخشیر» (صورت قدیم تری از بیه اردشیر) یاقوت گوید: بردسیر را در زمان او «جواسیر» یا «جواشیر» و نیز «گواشیر» می‌گفتند. همه این اسامی با اسم عربی بردسیر مطابق است و به جای آن استعمال می‌شود. (شهر بردسیر که در زمان سلطنت آل بویه کرسی جدید ایلت کرمان شد بدون شک و تردید همان شهر جدید کرمان است) زیرا آنجه در کتاب‌های جغرافیا در باب محل بردسیر نوشته شده و تعریفی که اکثر جغرافی نویسان عری از ابنیه بردسیر و اوضاع طبیعی ان کرده‌اند و تمام آن هنوز موجود است است همه بر شهر فعلی کرمان تطبیق می‌شود. وقایع نگراران ای رانی و عرب چنان‌که ذکر خواهیم کرد متفقند که پس از قرن چهارم بردسیر، که گواشیر نامیده می‌شد، کرسی کرمان گردید و مردم به جای تمام آن اسمی اسم «شهر کرمان» را به کار بردند و رفته رفته «شهر کرمان» را مختصراً «کرمان» گفتند و چنان‌که تاکنون هم معمو است، اسم ایالت بر کرسی آن اطلاق گردید. مقدسی که به تفصیل در بارهٔ بردسیر سخن گفته‌است آن را هنگامی که در عهد آل بویه کرسی ایالت کرمان بود چنین وصف می‌کند: اگر چه شهر بزرگی نیست و لی شهری بسیا مستحکم است، بیرون شهر قلعه بزرگی است واقع بر فراز تپه‌ای دارای باغستان و چاهی عمیق که به دستور ابن الیاس حاکم آن جا، مکه قبلاً نامی از وی بردیم، کنده شده و ابن الیاس معمولاً هر شب سوار می‌شد و از آن تپه بالا می‌رفت و در آن ثلعه می‌خوابید. در دروازه شهر، قلعه دیگری وجود داشت که اطراف آن خندقی حفر شده بد و به وسیله چند پل از آن خندق می‌گذشتند. در وشط شهر نیز قلعه دیگر بود که مسجد جامع بزرگ و باشکوه شهر در کنار آن قرار داشت. شهر دارای چهار دروازه بود که سه تای آن هر کدام به نام شهری که از آن دروازه به سوی شهر می‌رفتند موسوم بود، به این قرار: دروازه ماهان، دروازه خبیص و دروازه زرند. دروازهٔ چهارم دروازهٔ مبارک نام داشت که ظاهراً منسوب به شخصی مبارک نام بوده‌است. مقدسی گوید در شهر باغ‌های بسیار است که از آب قنات‌ها سیراب می‌شوند و آب خوردنی شهر از چاه است. از وقتی که ابن الیاس در زمان سلطنت عضدالدوله کرسی ایلات را به بردسیر منتقل کرد، چنان‌که گفتیم این شهر به این مقام یعنی کرسی بودن کرمان باقی می‌ماند و سرنوشت آن تابع سرنوشت ایالت کرمان شد که به قاعدهٔ زمان هر کس حکمران فارس بود حکومت کرمان را نیز داشت. در اوایل قرن پنجم دولت آل بویه در مقابل سلجوقیان که از سال ۴۳۳ تا سال ۵۸۳ فرمان روایان ایالت کرمان بودند سقوط کرد، در زمان فرمانروایی اینان اگر چه سیرجان یکی از شهرهای عمده منطقه فرمانروایی آنان بود اما بردسیر همچنان به صورت دارالملک باقی ماند. در تاریخ سجوقیان تألیف ابن ابراهیم پایتخت دولت گاهی به اسم بردسیر و گاهی به نام گواشیر ذکر شده در حالی که میرخواند م‍ؤلف روضه الصفا در فصول مربوط به آن زمان دارالملک سلجوقیان را به نام «شهر کرمان» یا مختصراً به اسم «کرمان» ذکر می‌کند و نام بردسیر در روضه الصفا در هیچ جا ذکر نشده‌است؛ بنابراین این هر دو اسم، یعنی بردسیر و کرمان، بدون تفاوت بر یک محل اطلاق می‌شده چنان‌که ابن اثیر در اخبار سال ۴۹۴ گوید ایرانشاه سلجوقی را از بردسیر که شهر کرمانست بیرون کردند». (ص۳۲۸ تا ۳۲۶) لسترنج در پایان نتیجه‌گیری می‌کند که آنچه دربارهٔ بردسیر از مآخذ مختلف وجود دارد، از مقدسی در قرن چهارم تا حافظ ابرو در اوایل قرن نهم، همه در شهر کنونیکرمان موجود است. حتی مسجد تورانشاه که حمدالله مستوف از آن نام می‌برد، همان مسجد ملک است. با این همه، شهری که در گذشته از چنان عظمت و اقتداری برخوردار بوده، و حتی پس از اسلام و در عصر سلاجقه کتابخانه‌ای با پنج هزار جلد کتاب و بیمارستان و مدرسه داشته، نمی‌تواند شهری محقر و کم‌اهمیت باشد. مقدسی نیز در احسن التقاسیم که به سال ۳۷۵ه‍.ق تألیف کرده، برای کرمان پنج ناحیه اصلی و یک ناحیه فرعی ذکر می‌کند «بردسیر که در محل، گواشیر می‌گویند و کرسی نشین آن نیز موسوم به بردسیر و ناحیه فرعی آن خبیص است». پس از حمله اعراب این شهر به شدت توسعه یافت وسال‌ها نیز به عنوان مرکزیت استان بردسیر مطرح بوده و حکومت اصلی ولایت کرمان در این شهر قرار داشته‌است. همچنان ازنظر وسعت، شهر به حدی گسترش یافته بود که به قول دکتر برومند سعید، استاد دانشگاه ویکی، خانه‌های بردسیر به منطقه نگار کاملاً وصل بوده‌است، به‌طوری‌که اگر «کرّه‌ای» درنگار گم می‌شده‌است، دربردسیر به دنبال آن می‌آمده‌اند، که این نشان می‌دهد پشت بام‌ها کاملاً به هم متصل بوده‌اند، امّا بعد از این دوران. دوران نزول و ویرانی این شهر شروع می‌شود و دیگر هرگز آن موقعیت را متأسفانه پیدا نمی‌کند.

جاذبه‌های گردشگری

برج نگار

برج نگار در واقع مناره‌ای بازمانده از مسجدی است که در دوران سلجوقی ساخته شده بود. آجرچینی خاص و کاشی‌های فیروزه‌ای، این مناره را چشم‌نواز کرده‌اند. ج نگار با طراحی خاصی آجرچینی شده است. روی برج، کتیبه‌ای با خط کوفی کار کرده‌اند که جنس آن از کاشی فیروزه‌ای است. خط کوفی یکی از چندین خط اسلامی محسوب می‌شود که منسوب به کوفه است. این خط در اوایل دوره اسلامی بیشتر کاربرد داشت و بعد از آن به‌کارگیری خطوط دیگر مانند نسخ، کاربرد آن کم شد. برج نگار دارای پلکانی مدور برای بالا رفتن از مناره است که به زیباتر شدن برج و معماری آن کمک بسیاری می‌کند. این برج از گذشته تاکنون تغییرات و دگرگونی‌های بسیاری را تجربه کرده است.

 

 

تل ابلیس

تل ابلیس از تپه‌های باستانی ایران است که قدمت آن به هزاره پنج قبل از میلاد می‌رسد. این تپه که ظاهر عجیب و خاصی دارد، در روزگاران گذشته محل زندگی یکی از تمدن‌های فلات ایران بوده است. روی این تپه کاووش‌های باستان‌شناسی بسیاری انجام شده که مهم‌ترین آن‌ها دست‌یابی به سنگ، مس‌، فلزات و سفال‌ها در دوره‌های مختلف است.تل ابلیس بازمانده شهرک هفت‌هزار ساله‌ای است که به دست اقوامی پیشرفته‌ برپا شد و تا هزاره اول پیش از میلاد، به‌مدت چهار سال مرکز تمدن این منطقه بود. این اقوام کشاورزان اولیه استان کرمان را تشکیل می‌دادند. بیشترین اطلاعات به دست آمده از زندگی اولیه در تل ابلیس مربوط به اواخر هزاره پنجم تا اوایل هزاره چهارم پیش از میلاد است. با کاوش و مطالعه لایه‌های موجود در این تپه، هشت دوره متمایز فرهنگی را شناسایی کرده‌اند. وجه تسمیه تل ابلیس مشخص نیست. برخی از اهالی اطراف معتقدند روی این تپه شخصی بدذات زندگی می‌کرد؛ ازاین‌رو تل ابلیس نامیده شد. برخی دیگر وضعیت غیرعادی تپه و در مواردی حالت ترسناک آن را دلیلی برای نام‌گذاری تل ابلیس دانسته‌اند. برخی معتقدند وجود سرباره‌های فراوان مس روی تپه با گذشت زمان به آن رنگ سیاهی بخشیده و به همین دلیل تل ابلیس نامیده شده است. پیشینیان سیاهی را رنگ ابلیس می‌دانستند؛ ازاین‌رو رنگ سیاه مس را به ابلیس نسبت داده‌اند. همچنین در اشیای پیداشده در این تپه، نقش مار به تعداد بسیار روی سفال‌ها دیده می‌شود؛ بنابراین این احتمال وجود دارد که وجه تسمیه تپه ارتباطی با این تصاویر داشته باشد. برخی بر این باور بودند که باید نام تپه تغییر کند؛ اما باستان‌شناسان و دیگر متخصصان مخالفت کردند و بر حفظ نام تپه تاکید داشتند.

آبشار هجین

آبشار هجین در بخش شمالی شهر بردسیر و در میان دشتی هموار، در کنار حاشیه رودخانه هجین شکل گرفته است. بستر و محدوده آبشار را سنگ‌های پهن دربرگرفته‌اند و آب با ریزش از ارتفاع ۶ متری، به حوضچه‌ای که زیر آن ایجاد شده است، فرومی‌ریزد.

دریاچه ترشاب

دریاچه ترشاب در ۱۳ کیلومتری جنوب بردسیر و در نزدیکی روستای ترشاب قرار دارد. این دریاچه فصلی از ذوب برف‌های ارتفاعات و همچنین رودخانه فصلی تغذیه و در فصول گرم سال خشک می‌شود. وسعت این دریاچه بر اساس میزان آب‌گیری آن متفاوت است و به‌طور متوسط عمق آن به ۵۰ سانتی‌متر نمی‌رسد. آب این دریاچه شور و غیر قابل استفاده است. در اطراف دریاچه ترشاب بیشتر گیاه نی دیده می‌شود که به‌صورت انبوه و متراکم، بیش از ۸۰ درصد سطح آن را می‌پوشاند. به همراه نی، گیاهان دیگری چون سازو و لویی نیز حضور دارند.

 

 

خانه بهادر الملک

خانه بهادر الملک توسط عبدالمظفرخان سرتیپ، مشهور به بهادرالملک و ملقب به ابدال، در دوره قاجار ساخته شد. این بنا همچون اکثر ابنیه دوره قاجار در این منطقه، با پلان حیاط مرکزی و فضاهای اطراف ایجاد شده است. از جمله بخش‌های جالب این بنا علاوه بر تالار بزرگ آن، انبارهای طبقه فوقانی جهت ذخیره موادغذایی و برج خشتی این خانه هستند که بخش تحتانی آن به‌صورت محل گذر عموم است.

 

 

ارگ بردسیر

ارگ بردسیر که قدمت آن به ۳۰۰ سال قبل برمی‌گردد، بیش از ۲,۳۰۰ متر مربع مساحت دارد و به‌طور میانگین هشت متر بالاتر از سطح خیابان واقع شده است. مولف کتاب جغرافیای کرمان درباره این قلعه نوشته است:

قلعه بسیار محکم با حصنی مستحکم است. مرحوم امیر توپخانه مبارکه که به کرمان آمد، آن بنا را به‌کلی منهدم و خراب کرد و اکنون خرابه ‌است.مجموعه ارگ به‌عنوان حاکم‌نشین منطقه در عصر شاه سلطان حسین صفوی به سال ۱۱۲۳ هجری قمری و به دستور محمد قلی خان قورچی باشی مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد و تا دوره قاجاریه به‌طور متناوب از موقعیت مسلط آن در شهر استفاده شده است. آثار مربوط به دوره قاجاریه در این قلعه شهری در سمت شرق شامل یک خندق می‌شود. ضمن اینکه باغ برج‌هایی متعلق به این دوره در سمت غرب تپه قرار گرفته است که به سالاریه شهرت دارد.

مصالح به کار رفته در ساخت این بنا خشت خام و اندود اتاق‌ها و کف‌ها از کاهگل و گچ است. برای حیاط و حوض از آجر استفاده شده است. بررسی زمین‌شناسی تپه ارگ بردسیر نشان می‌دهد که پی خشتی بنای ارگ روی لایه قطوری از کنگلومرای قلوه سنگ قرار داشته و از استحکام کافی برای زیرسازی شالوده بنا برخوردار بوده است.

رودخانه چاری

این رودخانه از ارتفاعات شیرینک چهارطاق سرچشمه می‌گیرد، در شهرستان بردسیر جریان می‌یابد و در نهایت به دشت باغین (از توابع بخش مرکزی شهرستان کرمان) می‌ریزد. این رودخانه در اواخر زمستان و اوایل بهار طغیان می‌کند؛ ولی در بیشتر سال‌ها در تابستان بی‌آب می‌شود.

منطقه حفاظت شده بیدوئیه

این منطقه یکی از بهترین و مهم‌ترین زیستگاه‌ها برای آهو یا همان غزال ایرانی در استان کرمان است و از مقاصد طبیعت‌گردی و جاهای دیدنی بردسیر به شمار می‌آید. از نظر تنوع گیاهی نیز بیدویه از اهمیت خاصی برخوردار است و ۲۶۰ گونه گیاهی از جمله گیاهان مرتعی و دارویی در آن رویت شده‌اند. همچنین رودخانه کبوترخان و آب‌بندانی کبوترخان در حاشیه منطقه، هر ساله پذیرای صدها پرنده آبزی و کنارآبزی می‌شود.

 

 

دریاچه سد حاج کاکا

بعد از بردسیر حدود 15 کیلومتر در جاده سیرجان فرعی خاکی به سمت روستای حاج کاکا می رود بعد از سه تا چهار کیلومتر به سد حلبی ساز می رسیم و بعد از 10 کیلومتر جاده خاکی روستای حاج کاکا می باشد از روستا تا دامنه کوه های 40 تن پیاده روی شروع می شود. در مسیر دو سد داریم و دامنه های رنگی از گیاهان زرد قرمز سبز و صورتی و … که زیبایی خاصی دارد. به دهانه زندان می رسیم که در قدیم زندان دزدان قافله ها بوده است دو دیواره در تنگه ای که تنها باقیمانده زندان می باشدو بعد از عبور از این تنگه و پیمودن مسیر اب در کنار گزهای انبوه به ابشار می رسیم ابی زلال و خنک. مسیر حدود 5 تا 6 کیلومتر پیاده روی از روستا تا ابشار را داشت.

 

لاله زار

یکی از منابع تولید گل محمدی کشور و این همه گلاب موجود برای استفاده از گل های لاله زار کرمان است که به زیبایی در باغ های گل کویر کرمان میرویند .هزاران هکتار باغ گل محمدی در دامنه‌های ارتفاعات لاله‌زار مملو از عطر وصف ناشدنی دشت‌هایی است که یکپارچه رنگ صورتی به خود گرفته‌اند. مجموع ظرفیت‌های طبیعی، گردشگری و تاریخی موجود در این منطقه، لاله‌زار را به بهشت گردشگران و مأمنی برای آرامش تبدیل کرده است.

 

 

دریاچه ترشاب بردسیر

آنچه باید بدانید و ببینید

برج نگار

مناره‌ای بازمانده از مسجدی سلجوقی

بیشتر بدانید

دریاچه حاج کاکا

مکانی آرام برای ماهیگیری

بیشتر بدانید

دریاچه ترشاب

محیطی زیبا برای کمپینگ

بیشتر بدانید

لاله زار

شهر لاله زار بلندترین و مرتفع ترین شهر ایران

بیشتر بدانید

نقشه های شهر

ایده های سفر

ایرانگردی

آشنایی با شهداد

شَهداد یکی از شهرهای توابع بخش شهداد شهرستان کرمان در استان کرمان ایران می‌باشد. این منطقه در ۸۷ کیلومتری (فاصله هوایی ۵۸ کیلومتر) شمال شرق شهر کرمان جای دارد. شهداد از جنوب غرب به مناطق کوهستانی و سردسیر سیرچ از شمال شرق به مناطق کویری و گردشگری بِکر کلوتهای شهداد و دریاچه جوان شهداد منتهی […]

کویر لوت شهداد
ایرانگردی

رانندگی در کویر

آفرود (Off-Road) یا رانندگی خارج از جاده که به آن بیراهه نوردی نیز می‌گویند یک ورزش هیجان انگیز و گران قیمت است که در سال‌های اخیر رواج بسیاری داشته است. آفرودسواری یا آفرود بازی بدون طبیعت ممکن نیست و این طبیعت است که آفرود سواری را ممکن می‌کند و ضروری است که برای سلامت زمین […]

کویرنوردی